در جمع یاران دروغین، مرد تنهایم

گفتند مادرت ببرد کارنامه ات ×خانم اجازه! مادرمان می شود شوی ؟ ...(نازنین یار)
بیایید میهمان صفحاتی از قلب من باشید.
مادر! سلام

عادت کرده ایم که کارنامه هایمان را باید ولی مان امضا کند.

و از همان روزهای بچگی هروقت نمره مان کم می شد، کارنامه مان را مخفیانه به مادرمان می دادیم تا تنبیه مان فقط نصیحتی مادرانه باشد و ........

و خدا کند در آنروز که نامه اعمالمان را میدهند، دستمان بدامان مادر برسد.

شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به تمامی دوستدارانش تسلیت می گویم.

مخصوصا به نازنین یارعزیز که تک بیتش آتشم زد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد ۱۳۸۶ساعت 12:9  توسط سید حسین عمادی سرخی  |