|
|
|
|
|
دست سبز پرچمت دل را به سویت می کشد
آهوی قلب مرا هم سوی کویت می کشد تو رئوف و ضامنی ، من بندی صد معصیت از برای "حر" شدن دل آرزویت می کشد این دل نا لایقم چون کودکی در پیش باب ذره عشق حقیرش را به رویت می کشد جان خمار باده عشق است، آقاجان ببین! انتظار باده ای از آن سبویت می کشد در جهانی که پر از بوی ریا و زشتی است حسرت تکرار استشمام بویت می کشد
میلاد امام رئوف، ضامن ثامن بر تمام عاشقان حضرتش مبارک |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 13:48 توسط مرد تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
در آستانه شب آرزوها بهترین آرزوها را برایتان از خدا خواهانم.
شما هم دعا کنید که من به آخرین آرزوهایم برسم. آرزویی که شاید در شب میلاد ارباب و دربین الحرمین برآورده گردد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 0:19 توسط مرد تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
لبیک اللهم لبیک |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 0:24 توسط مرد تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
از شوق رضا دلم تپیدن دارد نقاره این حرم شنیدن دارد گر قیمت آن بود تمام هستی یک بار زیارتش، خریدن دارد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 0:17 توسط مرد تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
دل من یار چاق می خواهد
با صفا، داغ داغ می خواهد دلبری شوخ و شنگ و قشنگ دلخوش و سر دماغ می خواهد نه زیادی ظریف ،چون باربی و نه یک قلچماق می خواهد موی هایش بلند و چین در چین رنگ بال کلاغ می خواهد مردمکها سیاه چون دل شب چشمها چون چراغ می خواهد لُپ گلی، غب غبو، دهن غنچه لب به رنگ سماق می خواهد بینی او کشیده و باریک خنده رو، با وفاق می خواهد سر و سینه درشت و خوش اندام قد چو تک سرو باغ می خواهد الغرض خواهش دلم این بود گر تو داری سراغ، می خواهد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 20:3 توسط مرد تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
عاشق شده ام دلم هوایت کرده
صد بار به صد زبان صدایت کرده از لرزش و لحن گفته هایت پیداست احساس دلم به تو سرایت کرده |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 23:19 توسط مرد تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
این دشت گم شده در بین پیکرت
هر جا که روکنم ز تو عضوی فتاده است پرسی که از چه بر رگ توبوسه می زنم؟ آخر برای بوسه من جا نمانده است |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 23:45 توسط مرد تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
ارمغان زمان فشمی از دوستاش پرسده بود:
يكي گفته دوبچه نيست كافي منم با وجود اینکه جزء دوستاش نبودم بدم نیومد یه جواب براش پیدا کنم: یکی گفته دو بچه نیست کافی جوابش را دهم من با قوافی: عزیز من درسته بچه خوبه سخنهای شما هم مثل تافی خودت دو بچّه داری و به ما ها دهی فرمان خوبی یه اضافی؟ اگه خوبه خودت با کار عالی بیاور ۳۰، ۴۰، یا قدر کافی ولیکن گوش کن پند من زار بگویم مختصر یا تلگرافی کمی اندیشه کن از قبل گفتار بنه بر گفته های خویش صافی سخنهایت شود تیتراژ دشمن اگر در آن بود فکر خرافی فراوانی یه امت هست نیکو در این خوبی نباشد اختلافی جهاد روز و شب! در این طریقت سزاواره به حق ربّ شافی ولیکن امت اسلام باید بُوَد عاری ز هر گونه خلافی یکی چون بوعلی یا همچو سلمان بود بهتر ز صد مرد لحافی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 13:17 توسط مرد تنها
|
|
||